تبليغاتX
ماه و خورشید
ماه و خورشید
Welcome to my friendly weblog
ریشه ی تراوین
ایول تراوین

ترواین فقط برای من ساخته شده

اتحادمونم عوض شد

۲تا رئیس دارم با دغل بازی

فقط خودم

پ.ن1:تو که ریشـــــــه نداری...

پ.ن2:...چنان جا خورد با عشق برگشت نگاه کرد من فکر کردم کانون گرم یه خانوادرو بهم زدم.

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه سی ام آبان 1388ÓÇÚÊ 20:19 ÊæÓØ
حرفه ای
تو که ریشه نداری.......

هرکدوم جــــــــدا جـــــــــــدا

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه بیست و نهم آبان 1388ÓÇÚÊ 21:3 ÊæÓØ
بازیی برای انسان های برتر
خداییش این تراوین چه بازیه باحالی(برای کسانی که می اندیشند!)

هر احمقی (مثل...)نمیتونه بازی کنه حتی فکر نکنم سرور اسپید ثبت نامش کنن !

ولی خیلی بازیه جالبییه...بازیه ادمای با سیاست ادمای احمق و خنگ و احساساتی و... نمی تونن بازی کنن.

البته چنین ادمای کودنی سمت این بازی نمیرن(اگه بدون چیه از ترسشون ندونن هم همینطور)

میتونی هم این بازی رو انجام بدی هم درستو بخونی

خیلی هم جای پیشرفت داره(واسه ادمای باهوش و عاقلی مثل من)

فکر نکنم کسی بتونه تو تراوین باهام رقابت کنه

خوبه ادمای "ضعیف"هیچی از این بازی نمیدونن.

این بازی فقط ماله منه که از همه سرم

پ.ن:به تو ربطی نداشت که بفهمی یا نفهی فقط استعارتو اوردم...همون نفهمی بهتره.

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ÓÇÚÊ 18:16 ÊæÓØ
آهنگ جدید شادمهر با نام غارت

*آهنگ جدید شادمهر با نام غارت*

┐──╔┐──╔┐──╔┐──╔
│┐╔││┐╔││┐╔││┐─╚
│┘╚││││││││││┘─╔
│┐─╚││││││││┘─╔│
│┘─╔│┘╚││┘╚│┐─╚│
┘──╚┘──╚┘──╚┘──╚

بايد تورو غارت كنم
شايد هنوزم دير نيست
تو مخفيگاه ساختي ولي
منجنيق بي تاثير نيست
با اينكه تو فارمه مني
بازم به من اتك ميزنی
بايد تورو غارت كنم
***
كي با يه حمله مثل من
ميتونه غارتت كنه
اون لحظه هاي غارتم
از حدف اكانت پشيمونت كنه
***
دلگيرم از مخفيگاها
اين ديواراي سطح 10
وقتي ميخواي اتك بدي
حس ميكنم از راه دور
آخر يه شب اين غارتا
سوي چشمامو ميبره
خونات داره از پيرهن سربازام ميپره
بايد تورو غارت كنم هر روز خفن تر نشي
راضي به غارتت هستم
حتي از اين كمتر بشي

پ.ن۱:سرور سرور اسپیدتراوین خودمم (جنوب شرقی)

پ.ن۲:کی میتونه تو تراوین به من برسه ؟من که اصلا به اکانتم سر نمیزنم(ملکه ی اتحادم هستم)

پ.ن۳:تراوین فقط من.........لینک اکانت به زودی

پ.ن۴:کسی از تو انتظار فهمیدن نداشت همینجوری نفهمی به نفعته.

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه بیست و دوم آبان 1388ÓÇÚÊ 19:22 ÊæÓØ
حواس جمع
چیزای زیادی بود که میخواستم بهت بگم ولی نمیخوام بهت پوان بدم.

همچنین نمیخوام کاری کنم که خدا خوشش نیاد.

سعی کن ازم جذاب تر بشی .

اون موقع بهت حسودی میکنم قول میدم من سر چیزی شرط نمیبندم که ببازم.

چیزای زیادی هست که باید بهت بگم ولی نمیگم .

راستی یادم رفت تو ناخواسته یه لطف بزرگ در حقم کردی ازت تشکر نمیکنم چون ...

پ.ن۱:خدایا شکرت

پ.ن۲:بازم خدارو شکر

پ.ن۳:نمیخوام وبلاگمو خراب کنم،وبلاگ جای این بحثا نیست چون عین بعضیا نظرو گدایی نمیکنم نظرم میبندم.

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه بیستم آبان 1388ÓÇÚÊ 21:45 ÊæÓØ
نازیبا
یاد یکی از دوستای دوره ی راهنماییم افتادم

یه دختری بود فدبلند و خیلی لاغر بی پستی بلندی(که  میدونید ترکیبش چی میشه)!

اون موقع دور و برم ادامای خیلی جالبی نبودن(بودن  ولی کم بودن)

منم باهاش بودم ولی الان یه ساله که باهاش قهرم(تصحیح میکنم قطع رابطه کردم،چون قهر نمازو باطل میکنه،چون قهر ماله کسیه که ازش متنفر باشی و یه جایی رو تو قلبت اشغال کنه ولی قلب سطل اشغال نیست که هر کسیو چه با عشق چه با نفرت توش راه بدی)

نه ازش متنفرم نه خوشم میاد(بلا به دور)

یه ادمی بود که اصلا عزت نفس نداشت ولی سعی میکرد ظاهر مغرورشو حفظ کنه ولی....

احترام به بزرگتر حالیش نبود رفتار خیلی شرم اوری داشت ،پارسال دوستای خوبم اصلا دوسش نداشتن از حضورش ناراضی بودن ولی به خاطر من تحملش میکردن وقتی باهاش قطع رابطه کردم فهمیدم در نظر دوستای نازنینم اصلا دوست داشتنی نبوده....

خودشم دوستای خوبی نداره ولی همتم نداره نداره که....

نمیگم براش دوست خوبی بودم چون اصلا برام مهم نیست که خوب باشم یا بد فقط یادمه بهش اهمیت می دادم ولی ۱٪ هم بهش اعتماد نداشتم چون حسود بود ،چون ثابت کرده بود نمیشه بهش اعتماد کرد.

الانم خوشحالم که باهاش رابطه ی نزدیک ندارم چون اگه داشتم نمیتونستم انقدر پیشرفت کنم.رو اخلاقم تاثیر بدی گذاشته بود البته فقط اون نبود کسای دیگه ای هم بودن.

هیچ وقت دلم نمیومد ضایعش کنم ،هیچ وقت دلم نمیومد ناراحتش کنم یا تو ذوقش بزنم نمی دونم شاید چون فکر میکردم خیلی....

باهاش لحظات خوب هم داشتم ولی دلم نمیخواد اصلا باهاش باشم چون پوچه چون درون تهیه چون...

نمیگم خودم خیلی خوبم ولی از یه لحاظایی خیلی خودمو بهتر از اون میدونم.

ادم بی سیاستیه،بی برنامس ،تو لحظه زندگه میکنه ،کاری که میکنه فکر عواقبش نیست ...خیلی از دستم حرص میخورد خیلی سعی کرد منو عصبانی کنه ولی خیلی بچس همهی تیراش به سنگ خورد چون حتی نخواستم تلافی کنم...چون دوستای خوبی دارم چون با ارزشن شاید جاش اینجا نباشه ولی اگه با اون خیلی از موهبت هایی رو که الان دارم شاید نداشتم.

حس میکنم خیلی بدبخته ...چون تنها جایی نمیره...چون وقتی تنهاس ازم میترسه...چون به حامی نیاز داره...چون فقط وقتی تنهای تنهام و خودش تنها نیست جرئت حرکت داره...ولی از اونجایی که اون مورو میبینه و پیچش مو رو از شخصیت داغونش خوشحال میشم.

هر حرکتش منو خوشحال میکرد...به جای این که ناراحتم کنه.

ازش نمیترسم برام بی اهمیته...هیچ حرکتی به نفعش یا ضررش نمیکنم.

اینارو مینویسم که یادم بمونه هر چیزی یه نقطه ی عطفی شاید برای شمام این نقطه ی عطف اینجا باشه اگه یکی واقعا براتون هیچ منفعتی(کاملا درسته منفعت)نداره تمومش کنید.

پ.ن۱:به قول استاد بزرگ استاد م. هه هه هه هه

پ.ن۲:خیلی سر حالم !!

پ.ن۳:دوستای نازنینم قدرتونو هزاربرابر می دونم

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه شنبه نوزدهم آبان 1388ÓÇÚÊ 22:40 ÊæÓØ
real sidoona
وای خدا بازم تولد !!

خوبه من تصمیم گرقتم جشن تولد بگیرم حالا همه میخوان تولد بگیرن حالا اگه اگه من میگفتم میخوام زیر اب پارتی بگیرم یا دور اتیش بگردم لابد همه تقلید میکردن !!

وای خدا من چقدر محشرم !!

هرکاری میکنم همه میکنن(حالا اینو نکردم) تا موهامو کوناه میکنم همه موهاشونو کوتاه میکنن تا صورتی میخرم مد میشه ... .

و این است صیدونای واقعی(ولی هنوزم پری دریایی رو دوست دارم)

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه هفدهم آبان 1388ÓÇÚÊ 22:7 ÊæÓØ
k2
13 ابان از گوگولی ترین و دوست داشتنی ترین آدم دنیا یه شاخه رز صورتی گرفتم(گل و رنگ مورد علاقم)

تاحالا انقدر سوپرایزم نکرده بودد.

جیگر طلا تنها کسیه که جونم براش میره...حاضرم منتشو بکشم...نباشه میمیرم....خلاصه عزیز دلمه

جوجو جون خیلی دوست دارم(بووووووس)

پ.ن1:عمرا بگم کیه....آدم که عشقشو نمی لوئه

پ.ن2:شبش شنیدم مادر بزرگم بیمارستانه....کسی که وبلاگمو میخونی دعا کن زود زود خوب شه(از ته دلت دعا کن)

پ.ن3:میرم دینی بخونم.

پ.ن4:موووووووووووووووش بازم دوست دارم.

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه شانزدهم آبان 1388ÓÇÚÊ 9:52 ÊæÓØ
کشف جدید
هه !

من کسیو تحمل نمیکنم !

همه دارن منو تحمل میکنن .

فردا می میرم تولد .

اولین باره که حوصله ی مو درست کردن و ارایش ندارم !

سعی میکنم واقعا مهربون باشم  محبتمم واقعی باشه .

ولی یه جورایی یه کسایی رو دوست دارم !

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه ششم آبان 1388ÓÇÚÊ 21:34 ÊæÓØ
یا انچه هستی بنما/یا انچه می نمایی باش
حالم از این زندگی بهم میخوره

از سردرد دارم میمیرم

کلی درس دارم

فردام صبحیم

سر در گمی داره دیوونم میکنه

حالم بهم میخوره از این مجبورم خودمو یه ادم سرزنده و باحال و گرم و با محبت نشون بدم

دلم واسه هیچکی تنگ نمیشه

الکی اس ام اس میدم به یادتم

بی هدف !

بدم میاد که راجع به چیزای مسخره حرف بزنم

نمیخوام الکی بخندم

دلم ارامنش میخواد

تنهایی میخوام

تو طبیعت

فقط چند روز

ا ه ه ه ه

به هیچ کس هیچ احساسی ندارم

همش دروغه

همه رو دارم تحمل میکنم

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه شنبه پنجم آبان 1388ÓÇÚÊ 23:8 ÊæÓØ
قورمه سبزی به جای بدجنسی
اگه از بخیلا چیزی شنیدی و...میخوای اذیتم کنی خب بگو واست قورمه سبز درست کنم...چرا دیگه نمیبینمت بیشور؟کدوم گوری هستی؟

پ.ن۱:دلم از کسی گرفتــــــــــــــــــــه/ که مبخوام براش بمیرم !!

پ.ن۲:دلم نگرفته زر زدم !

پ.ن۳:اخرین باری که قورمه سبزی درست کردم ۳تا قابلمه سوزوندم

پ.ن۴:میگن عشق و نفرت میکشونه ولی مثل اینکه نفرت بیشتر میکشونه !(اشاره به روز جمعه -باغ خاله الف)

پ.ن۵:چیه؟فکر کردی دوست دارم عوضی؟کیم بوم سانگو ببین یاد بگیر....ولی اگه جمعه ببینمت تا حد مرگ خوشحال...نمیشم  ...شایدم بشم...ولی تو منو نمیبینی...گوز باقالی من به خاطر تو اونجا کلاس نوشتم....من جمعه هامو به گند کشیدم...به خاطر تو.....

پ.ن۶:عضو اصلی شورا شدم با ۱۱۹ تا رای بی هیچ تبلیغی

+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه شنبه پنجم آبان 1388ÓÇÚÊ 22:18 ÊæÓØ

ÞÇáÈ æÈáǐ

free Template Blog

ÞÇáÈ æÈáǐ ÑÇíÇä

ÞÇáÈ ÈáǐÝÇ